بخشنامه
معجزه ای که منتظرش بودم اتفاق نيفتاد.مثلا منتظر بودم بخشنامه جديدی تصویب شود و زنها مجبور نباشند سی سال در اموزش و پرورش خدمت کنند و پیش از موعد بازنشسته شوند و پی زندگی شان بروند.اما چنین معجزه ای رخ نداد.مدار بر همان روال قبلی می چرخد و کک روزگار هم نمی گزد که در فکر و دل من چه می گذرد.خانواده ام رها می شود که خانواده بزرگتری را بچرخانیم.ملکه قصر خود بوده ایم و به جایی پرتاب می شویم که پر از تحقیر و توهین است.صدها نفر دانش اموز و ولی برای رسیدن به هدف ارث پدری را از تو طلبکار می شوند و تو گیج سطح توقع انها را بالا و پایین میکنی و نمی دانی چگونه صبوری بیاموزی و خدا به احدی ظلم نمی کند