اسپنتان

حوری

امروز در کلاس مطالعات دخترکی دست بلند کرد و گفت"خانم اجازه!خدا در قرآن فرموده:که خدا در بهشت به مردان نیکوکار حوری بهشتی می دهد.آیا به زنان نیکوکار هم حوری بهشتی می دهند؟و اگر می دهند آن حوری به چه دردشان می خورد."کلاس درس باز از خنده ی دخترها روی هوا رفت.مرجان گفت"خانم اجازه امروز معلوم نیست مریم چی خورده و هذیان می گوید."مریم از گوشه ی چشم نگاهی به من انداخت و گفت"خانم هذیان نمی گویم.مگر شما معلم نیستید.پس حتما جواب سوالم را بلدید."دخترها یکصدا در جوابش گفتند"معلم هم یک انسان است و جواب همه سوالها را بلد نیست."رو به مریم گفتم"این سوال را از استاد مدرسه دینی هم پرسیده ای؟"گفت"بله"گفتم"استاد دینی چه گفت؟"مریم خندید و گفت"استاد گفته من که حاضر نیستم شوهرم را با یک حوری بهشتی سهیم شوم.ولی این جواب سوال من نبود."گفتم"من هم جواب دقیق سوالت را نمی دانم.داستان امیال زنها و مردها با هم تفاوت دارد.شاید لذت همنشینی با حوری بهشتی برای زن و مرد یکسان نباشد."و در دل گفتم"شاید حوری بهشتی یک ربات زیبارو ،بکر و بی احساس باشد که شاید بتواند..."

Espantan دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۵ 3:4
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© اسپنتان