ترک تحصیل
دانش آموزان همکلاسی خود را مسخره کرده بودند او بعد از گریه ی زیاد دوباره به کلاس درس بازگشت.به نظر همه چیز آرام می آمد اما من در دل خود گفته بودم"این فقط ظاهر داستان است.در وجود آن دختر چیزی شکسته که به این راحتی ها التیام نمی یابد."به مدیر مدرسه گفته بودم"جای آن دختر را عوض کند و او را به کلاس دیگر بفرستد."مدیر حرفم را پشت گوش انداخت یا فراموش شد.امروز بعد از چندماه که از آن ماجرا می گذرد دخترک دیگر نمی خواهد به مدرسه بیاید.او به همین راحتی انتخاب خود را کرده و ترجیح داده که ترک تحصیل کند و در خانه بماند.درس و مشق دخترک تعریف چندانی نداشت اما به نظرم این توجیه چیزی از اهمیت موضوع نمی کاهد.باز با خود می گویم"بهتر که ترک تحصیل کرد هر چه علم و دانشش کمتر باشد زندگی بهتری در دنیای بی خبری خود خواهد داشت."هنوز حرفم را باور ندارم اما تجربه ام می گوید مدرک و تحصیلات بر پای آدمها پنهان از چشم بیدارشان زنجیر می زند و انسان در میان من ها خودش را گم می کند...