اسپنتان

سرشماری

تا زمانی که دیگران کمبودها را برایت نشمرده اند ،آسوده هستی.رنجها را که برایت حساب و کتاب می کنند،می فهمی که چقدر بیچاره بوده ای و خودت خبر نداشته ای.دورهمی قلیان کش ها که من هم روزی جزوشان بودم به هم ریخته.یک نفر کرونا گرفته و بقیه به سوراخ موشها خزیده اند که دور دوهفته ای بگذرد.می گویم"چقدر برایشان سخت است،حالا که مجبورند دو هفته در خانه قرنطینه باشند."نیشخندی می زند و می گوید"دلت چرا برای آنها می سوزد؟دو هفته که زود می گذرد.آنها دو هفته در خانه می مانند و تو سالهاست که در خانه قرنطینه ای و خبر نداری.مثلا خانه کدام دوست و فامیل رفته ای،به جز چند استثنا که آنهم مجبور به رفتن شده ای؟چطور برای تو سخت نیست و برای آنها کار سخت شده؟"در جوابش سکوت می کنم.در حقیقت آمار سرشماری سرانگشتی اش را در ذهن حساب و کتاب می کنم.سرشماری تعداد روزهایی که بی خبر و به نوعی دیگر اسیر و قرنطینه بوده ام و حقیقت سرشماریها آن است که نمی توان از تقدیر گریخت.

Espantan پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۹ 2:41
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© اسپنتان