اسپنتان

کالای شیطان

با رکابی و موهای وز به زنان مناطق فقیرنشین سر می زد.فعال اجتماعی در فلان کشور بود و من مستندش را به تماشا نشسته بودم.زنهایی که درصدد احقاق حقشان با آنها صحبت می کرد هم با لباس خانه و نامرتب به حرفهایش گوش می دادند.حالت تهوع گرفته بودم در دل خدا را شکر کردم که لباس محلی زنان بلوچ پوشیده است.فقیر یا غنی باشی وقتی با فلان مددکار اجتماعی هم به بحث و جدل نشسته باشی حداقل می دانی که نباید با لباس راحتی به کوچه و خیابان بیایی.وقتی چنین قضاوت می کنم پیرمرد عصا به دست با کوله بار تجربه اش می گوید"بلکه آن زنان جز همان لباس ،لباس دیگری ندارند.لباس خانه،خیابان،بازار و مهمانی همان استین کوتاهی ست که حیران است کجا را و به چه نحوی بپوشاند"دوست پیرمرد نتوانست ادامه مستند را تماشا کند.گفت"اینها دیگر چیست که نگاهشان می کنی؟یک ساعت است که در مورد برابری زن و مرد حرف می زند.معلوم نیست کدام برابری را می گوید؟"کنترل را از دستم گرفت و تلویزیون را خاموش کرد و در ادامه گفت"برو یک چای خوش دم بیاور تا بعد بیشتر در مورد برابری مردان و کالاهای شیطان گفتگو کنیم"...

Espantan چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۷ 6:22
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© اسپنتان