اسپنتان

دریای مکران

برای فرار از هیاهوی زندگی به چابهار رفته بودم.آب تنی در سواحل رمین دور از چشمان متعصب بلوچ حال دیگری داشت.با آنکه مجبور بودم به رسم زن بودن با حجاب کامل دل به دریا بزنم اما همان شنای محجبه هم خالی از لطف نبود.من طبق معمول از دید چپه ی خودم به موضوع می نگریستم.پوشش پسر و شوهرم با پوشش لایه در لایه ی من تفاوت زیاد داشت.نمی خواستم در جایگاه یک مذکر باشم اما جایگاه خودم را هم باور نداشتم.چراهای زیادی به ذهنم رسید و همه در پاسخ کوتاه دین و حجاب خلاصه شد.کسی در درونم پوشش زن در اسلام را تذکر داد و من از ترس مسلمانی به سخنش ایمان آورده ام.

Espantan شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۵ 23:39
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© اسپنتان