اسپنتان

هفت سین

فارسی ها آمده اند.نمی دانم چرا ذهنم قبل از هر کار فارس و بلوچ را دسته بندی می کند.این بار به جز ماشین های شیکشان که باید مواظبشان باشی،با خودشان  سگ آورده اند.اینبار باید هوای سگهایشان را هم داشته باشی.آنها زمین تا آسمان با ما فرق دارند.تا جایی می شود تحملشان کرد و از جائی به بعد خدا خدا می کنی که بروند و دیگر گذرشان به این سرزمین نیفتد.در حالیکه می دانی آنها به مفت خوری عادت کرده اند و بلوچ مثل احمقها به مهمان نوازی خود افتخار می کند . گذرشان دوباره پی شیرینی که زیر دندانشان نشسته به بهانه نوروز و تعطیلات به اینجا می رسد.می گویند"آمده ایم که هفت سین بچینیم و لحظه تحویل سال با هم باشیم."می خندم و می گویم اینجا خبری از هفت سین و تحویل سال نو نیست.تعریف هفت سین را فقط در کتابهای دبستان خوانده ایم و داستانهایش را در صفحه مجلات ورق زده ایم و بعد از ظهور تکنولوژی ،داستانها را به چشم تماشا کرده ایم.اما هفت سین نچیده ایم و نوروز را پاس نداشته ایم.عید هم نداشته ایم.عید اینجا از سرزمین عربستان طلوع کرده و با آن غروب می کند.لباس نو مخصوص فطر است و در نوروز تعریف نشده است.اینجا انگار ایران نیست و قطعه ای از سرزمین وحی منزل است.پاسی از شب گذشته ،مهمانها به خواب رفته اند و من از خستگی خواب به چشمم نمی آید.وحشتناک ترین قسمت داستان آنجاست که یک نفرشان نماز نخواند.جای ماهاتون خالی ست که انگشت به دهن بگزد و از بی نمازی به خدا پناه ببرد.شاید هم دور دور بی نمازی است و فعلا دنیا به کام آنها می چرخد.ما سر به سجده شکر ساییدیم و سفرهای اروپایی ،آپارتمانهای رویایی و ماشین های میلیاردی زیر پای آنهاست.دنیا به کام آنهاست و قیامت خدا می داند که حال هر کسی چگونه است؟  آدمیزاد همیشه در حال زندگی کرده و خبر از فردای خود ندارد.اما ذهن همیشه اراجیف خود را خواهد بافت.به هنگام سجده شکر سخنها خواهد گفت و سوال از مراسم شکرگزاری خواهد کرد.سوالها با جوابهای کلیشه ای در نطفه خفه خواهند شد و قبل از آنکه کفر دامانت را بگیرد سکوت مطلق حاکم خواهد شد.مهمانها فردا می روند.هزار سال طول خواهد کشید تا همه جا تمیز شود.کرونا به جز تنگی نفس با خود خناس نظافت و تمیزی آورده است و خدا به احدی ظلم نمی کند .ذهن فلسفه های خود را خواهد بافت.نمی توان جلویش را گرفت.

Espantan یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۰ 1:0
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© اسپنتان