اسپنتان

اسارت

کرونا در خانه ها زندانی مان کرده است.در این میان رفتار بعضی ادمها غم انگیز است.در صدد اثبات ایمان خود به رب کرونا حصارها را شکسته اند و با وجود سواد بالا سر از خانه ما در آورده اند.درست است که هر گردی گردو نیست و هر سرفه ای نشان کرونا نیست اما کتاب ایمنی می گوید وقتی به هر دلیل گرفتار ویروس ناشناخته ای شدیم بهتر آن است که در خانه بمانیم تا آن را به دیگران منتقل نکنیم.باری مهمان ناخوانده عطسه و سرفه کرد و من که به قول شوهرم شرک میکردم گرفتار کرونای فرضی شدم.دو شب را با کابوس کرونا خوابیدم و بعد از آن رو به بهبود رفتم و حالم جا آمد.امروز مهمانی دیگر آمده بود.تسبیحش را بلکه بیش از هزار دور چرخاند و ذکر شمرد.وقتی گفتم"مساله امنیت جان می گوید بهتر آن است که چه مرد و چه زن نماز جمعه را در خانه بخوانند!"گره ای به ابرو انداخت و گفت"یعنی چه که نماز جمعه را در خانه بخوانیم؟"گره ابرویش را نادید گرفتم و گفتم"تو فقط مسئول زندگی خودت نیستی.مسئول ایمنی خانواده ات هم هستی."خون خونش را می خورد به وضوح در چهره اش پیدا بود اما احترامم را نگه داشت و سکوت کرد.در دل گفتم به جهنم که سکوت کرده ای.باید خطی فرضی بین شرک علم و شبهه ایمان ایمان باشد.شب مهمانانی دیگر آمدند آنها هم حقیقت قرنطینه را درک نکرده و درصد توکلشان بیش از حد طول و دراز داشت

Espantan یکشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۸ 4:26
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

© اسپنتان